بازگشت به بالای صفحه
FACEBOOK TWITTER RSS FEED JOIN US NEWSLETTER
print version increase font decrease font
تاریخ انتشار : دوشنبه 16 دى 1392      1:57
ابعادی تازه از خانواده رضا ضراب و ارتباط آن ها با دولت گذشته

تحریم ها برای چه کسانی حکم طلا را داشت؟

تحریم های زمان جنگ و تحریم های هسته ای چه تاثیری در تجارت ضراب ها داشت؟/ رحیم مشایی سابقه آشنایی با پدر رضا ضراب داشته است؟

محمد عدلی: جنگ تحمیلی تازه آغاز شده بود که پدر خانواده تصمیم می گیرد، راه مهاجرت را پیش پای همسر و فرزندان خود بگذارد تا شرایط جنگ راه پیشرفت اقتصادی را برای او مسدود نسازد. با اینکه از محل زندگی تا جبهه های جنگ فاصله ای طولانی وجود داشت اما مرد متمول تبریزی ترجیح داد به کشور همسایه کوچ کند تا سرمایه های خود را در کشورهایی که به واسطه انقلاب در ایران، منزلت جدیدی برای رشد اقتصادی در منطقه پیدا کرده بودند، به کار ببندد. در آن سال ها نگاه کشورهای غربی به ویژه امریکا به ترکیه تغییر کرده بود. فضا به گونه ای آماده شده بود تا این کشور جای ایران را برای تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی متحد با امریکا بگیرد. ترکیه آن زمان تازه پیشرفت اقتصادی خود را آغاز کرده بود که خانواده تبریزی مقصد دیگری را برای کسب و کار برمی گزینند. دوبی برای این این مهاجران تبریزی خوش یمن بود. فعالیت های گمرکی در بندری که به یک مرکز بزرگ برای تجارت جهانی تبدیل شده است، خیلی زود موفقیت های اقتصادی را به ارمغان آورد. تجارت طلا و جواهر در این میان جذابیت خاصی برای مرد تبریزی داشت. او بعد از مدتی جایگاه قابل قبولی در میان تجار امارات و نقل و انتقال کنندگان دلار پیدا کرد. همین موضوع شرایط را برای تاسیس یک صرافی بزرگ در شیخ نشین فراهم کرد. حاج حسین، تصمیم می گیرد نام فامیل خود را بر سر در صرافی برافراشته سازد: «ضراب». صرافی ضراب آنچنان قدرت می گیرد که سال ها بعد برای فرزند کوچک خانواده جای هویت اصلی خانواده را می گیرد. رضا که به تازگی نامش در پرونده فساد مالی ترکیه بر سر زبان ها افتاده، چند سال پیش با دریافت تابعیت ترکیه نام فامیل صراف را جایگزین نام خانوادگی خود کرد. شاید فرزندان حسین ضراب این صرافی را به عنوان اصلی ترین زمینه پیشرفت اقتصادی خود می شناسند.

صرافی ضراب برای حاج حسین و دو فرزندش شرایط جدیدی را در دنیای تجارت رقم زد. گفته می شود، آن زمان که جنگ تحمیلی در جریان بوده است، ارتباطات مالی حسین ضراب با کشورش برقرار می شود و صرافی ضراب در انتقال ارز به ایران و انجام برخی خریدهای خارجی ایران در زمان جنگ نقش داشته است.

خیلی ها این گونه تحلیل می کنند که اولین پرواز اقتصادی ضراب ها، نه توسط پسر کوچک خانواده و به واسطه دورزدن تحریم های اقتصادی طی سال های اخیر که در دوران جنگ تحمیلی و از طریق نقل و انتقال ارز با توجه به محدودیت های دهه 60 شمسی، رقم خورده است. با این تحلیل شاید مسیری که طی شش سال اخیر رضا ضراب و بابک زنجانی با عنوان پیشروترین ها از آن عبور کرده اند، سال ها قبل توسط حسین ضراب پدر رضا، افتتاح شده باشد.

رضا ضراب که متولد 1362 و به مانند سایر هم نسلان خود فرزند جنگ است به خوبی راه و رسم تجارت را از پدر خود آموخته است اما شاید پختگی پدر را نداشته که اینچنین گرفتار شده است.

حسین ضراب پس از سال های جنگ، فعالیت های اقتصادی خود را در ترکیه و دوبی به شاخه های مختلف بسط داد. او در تریکه هلدینگ رویال را پایه گذاری کرد که تجارت سنگ های قیمتی و طلا جزو اصلی ترین بخش های فعالیت آن است. اداره این هلدینگ به رضا ضراب پسر کوچک خانواده واگذار شد و در کنار آن یک شرکت بزرگ کشتیرانی نیز توسط رضا هدایت می شد. رضا که حالا نام فامیلش صراف است، اما در مسیر جاه طلبی به گونه ای حرکت کرد که به چالشی بزرگ گرفتار آمده است.

حاج حسین ضراب که گام های حساب شده تری را برداشته است، 19 سال پس از جنگ بار دیگر فضا را برای سرمایه گذاری در ایران مهیا یافت. سال 1386 که دو سال از عمر دولت نهم می گذشت، رئیس دولت در سفر استانی به تبریز نشستی با کارآفرینان این شهر اقتصادی برگزار کرد تا از آنان تقدیر کند. در میانه های جلسه مردی جا افتاده با ظاهری موجه با رئیس جمهور خوش و بش می کند و طرح راه اندازی یک مجتمع فولادی در «تیکمه داش» آذربایجان شرقی را به او ارائه می دهد. جلسه هنوز به پایان نرسیده بود که محمود احمدی نژاد ضمن موافقت با این طرح، دستور مساعدت را با امضای خود منقش می سازد. مرد میانسال حسین ضراب بود که سال ها پیش جلای وطن کرده بود. پس از این دیدار، عکس های زیادی از مراسم کلنگ زنی کارخانه فولاد آلیاژی تیکمه داش و مراسم های استانی که با حضور ضراب برگزار شده بود، منتشر شد که او را در کنار مقامات استان آذربایجان شرقی و مشاور عالی وزیر وقت صنایع و معادن، نشان می داد. حسین ضراب بلافاصله کار احداث مجتمع فولادی خود را آغاز کرد تا بخشی از فعالیت اقتصادی رسمی خود را در خاک ایران انجام داده باشد. سال 87 طی 15 روز آگهی های تاسیس 9 شرکت فولادی با پسوند تیکمه داش به نام خانواده ضراب به ثبت رسیده است که اعضای هیات مدیره آن افراد ثابتی از خانواده او هستند. حسین ضراب، شهین خباز تمیمی و رضا ضراب در این آگهی ها به عنوان رئیس و اعضای هیات مدیره معرفی شده اند.

این مجتمع فولادی مهر ماه 91 در مراسم رسمی با حضور مقامات دولتی به بهره برداری رسید و آن زمان هم برخی ها سرعت پیشرفت پروژه و وارد شدن تجهیزات کارخانه را با وجود اعمال تحریم ها، جالب توجه دانستند.

برخی اخبار تایید نشده رابطه دولت احمدی نژاد با ضراب ها را به یار دیرینه رئیس دولت نسبت می دهند. گفته می شود سابقه آشنایی اسفندیار رحیم مشایی با حسین ضراب به دهه 60 بازمی گردد و اولین ارتباط ویژه این دو پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 رقم خورده است. اخبار تایید نشده حکایت از آن دارد که رحیم مشایی و چند تن از همراهان احمدی نژاد پیش از دور نخست انتخابات ریاست جمهوری او، راهی تبریز شده اند و در چند سوئیت هتل ایل گلی تبریز که توسط ضراب رزرو شده بود، مستقر شدند. حتی برخی منابع شماره اتاق ها را نیز منتشر ساخته اند. به نوشته این سایت ها مشایی برای جذب حمایت اقتصادی و اجتماعی تاجران تبریزی برای انتخابات از ضراب یاری خواسته است. حتی گفته می شود که ضراب برای تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد بخشی از هزینه ها را پوشش داده است. یکی از سایت ها مبلغ چکی که از طرف ضراب به یک چاپخانه تبریزی برای چاپ پوسترهای تبلیغاتی داده شده است را نیز منتشر کرده است اما صحت این اخبار تایید نشده است.

حسین ضراب پدر رضا در طول این سال ها که فعالیت های اقتصادی آغشته به سیاست را در ایران، ترکیه، دوبی و دیگر کشورها انجام داده است اما به سبک صاحبات ثروت در ایران، از شهرت دوری جست تا فعالیت هایش را پشت پرده گسترش داده باشد اما در نهایت نه آوازه حاج حسین که ماجراجویی های پسر کوچک خانواده، نام ضراب ها را بر سر زبان ها انداخت. اول بار 4 سال پیش رضا ضراب با ماجراجویی رمانتیک خود نام خانواده ثروتمندش را به شهرت رساند. رضا که آن زمان 26 سال داشت تصمیم گرفت ازدواج سوم ابرو گوندش خواننده مشهور ترکیه ای را رقم بزند.

حسین ضراب شاید می دانست که این ازدواج، زمینه شهرتی دردسرساز را برای خانواده اش فراهم می کند که مخالف سرسرخت پیوند فرزندش با این خواننده بود. همسر او اما در برابر خواسته پسر26 ساله اش کوتاه آمد تا ابرو گوندش که 10 سال از رضا بزرگتر است، عروس خانواده ضراب ها شود. عروسی که طی این 4 سال آنچنان با هدایای ویژه نظیر ویلا و اتوموبیل گرانقیمت از سوی همسرش غافلگیر شده است که یک بار اعلام کرده بود احتمالا هدیه بعدی رضا به او سیاره مشتری خواهد بود.

شایعه ای دیگر اما چند سال پیش حول فرزند ضراب و رحیم مشایی پیچید که درصورت صحت آن، رابطه خوب رئیس دفتر رئیس جمهور سابق با خانواده ضراب اثبات می شود. پسر پرماجرای خانواده ضرابها که در بازداشت پلیس ترکیه به سر می برد، چند سال پیش به دعوت خواهرش همراه با همسر مشهور خود به کرج آمد. همان زمان که عکس های با حجاب ابرو گوندش خواننده مشهور ترکیه ای در سایت های داخلی منتشر شد، اخباری از دیدار او با اسفندیار رحیم مشایی در یک مراسم افطاری نیز فاش شد.

از همان زمان نام ضراب و آوازه ثروتش دهان به دهان چرخید تا دو هفته پیش که خبر دستگیری رضا ضراب در جریان فساد مالی ترکیه به صدر اخبار رسانه های جهان تبدیل شد. اصلی ترین موضوعی که این روزها مورد توجه محافل خبری جهان قرار گرفته، مشارکت ضرابِ کوچک در دور زدن تحریم های ایران است. او متهم به پولشویی و انتقال 87 میلیارد یورو پول طی سه سال از ایران به ترکیه شده است. قاچاق طلا از ترکیه به ایران و ارتشاء از جمله اتهامات مرد 30 ساله خانواده ضراب ها است. در شرایطی که اخبار رسمی طی سال های گذشته از انتقال قابل توجه طلا در برابر پول نفت و گاز صادراتی ایران به ترکیه، حکایت داشت، رشد حجم فعالیت مشکوک ضراب در این مدت و رابطه دوگانه او با ایران و مقامات ترکیه ای، در پرونده فساد مالی ترکیه مورد توجه قرار گرفته است. طبق اعلام رسانه های ترکیه، ضراب که البته نام فامیل خود را به صراف تغییر داده است، متهم به پرداخت رشوه آن هم به مقامات ارشد ترکیه در سطح وزرای کابینه و مدیر عامل هالک بانک این کشور شده است. گفته می شود او برخی از نقل و انتقالات طلای خود را نیز با هماهنگی مسئولان دولتی کشور ترکیه، با مدارک جعلی وارد ایران کرده است. انتقال چمدانی ارز و همچنین استفاده از شبکه بانکی پیچیده برای جابجایی ارز میان چند بانک ترکیه ای، چینی و ایرانی به منظور دورزدن تحریم های ایران نیز به او نسبت داده شده است.

حتی برخی رسانه های ترکیه ای ادعا کرده اند که ایران برای رضا ضراب امتیاز تاجر امین قائل بوده است.

رضا ضراب در اولین بازجویی های خود اعلام کرده است که بابک زنجانی رئیس اوست. زنجانی که در زمینه فروش نفت در شرایط تحریم فعالیت کرده است، هنوز مبالغ قابل توجهی به وزارت نفت بدهکار است. زنجانی هم اقدامات مشابهی در زمینه نقل و انتقال طلا در پرونده دارد که خود او مدعی است این فعالیت ها قانونی بوده است. او سرانجام هفته گذشته توسط قوه قضاییه ایران بازداشت شد تا شاید بعد از پایان عمر دولت دهم، دوران خوش اقبالی تاجرانی که در طول سال های تحریم با همکاری دولت گذشته، پیشرفت های اقتصادی قابل توجهی را از سر گذرانده اند،