بازگشت به بالای صفحه
FACEBOOK TWITTER RSS FEED JOIN US NEWSLETTER
print version increase font decrease font
تاریخ انتشار : پنجشنبه 4 آبان 1391      15:17
بنیاد مسکن برخلاف وعده های ارائه شده هنوز موفق به بازسازی منطقه نشده است

اینجا آذربایجان، مردم هنوز در خیابان زندگی می کنند

خانه های مردم در حال بازسازی است ولی بخش مهمی از روستاها هنوز ویرانه مانده اند

 

محمد هیراد حاتمی: ابتدای ورودی اصلی مناطق زلزله زده آذربایجان یک بنر بزرگ نصب شده و با فونتی که از فاصله صد متری هم قابل تماشا است روی آن نوشته اند: « تا پایان بازسازی همراه شما خواهیم بود. » علت آن هم به گفته مسئولان ستاد های بازسازی بنیاد مسکن، گفته های مسئولان دولتی در رابطه با تعیین زمان برای اتمام عملیات ساخت و ساز در مناطق زلزله زده است. اشاره آنان به مسئولی است که در بدو ورود به آذربایجان و در شرایطی که هنوز از مناطق زلزله زده به طور کامل بازدید نکرده بود به مردم وعده داد بغض ترکیده زمین که منجر به ویرانی خانه های آنها شده است در یک بازه زمانی دو ماه با اتمام ساخت واحد های مسکونی، التیام پیدا خواهد کرد. وعده مسئول دولتی مبنی بر اینکه « کل مناطق زلزله زده طی 2 ماه ساخته خواهد شد » هر چند تا حدودی سبب آرامش خاطر مردم زلزله زده آذرباجان شد ولی به اندازه زیادی مناسبات ساخت و ساز مسکن را برای بنیاد مسکن با مشکل مواجه کرده است چرا که بسیاری از مردم زلزله زده گمان برده اند تا پایان این ماه اعلام شده کمک ها به پایان خواهد رسید ستاد های بازسازی شال و کلاه می کنند و به شهر هایی که از آنجا اعزام شده اند باز خواهند گشت. به عبارتی ساده تر « اعلام زمان برای پایان عملیات ساخت و ساز » در مناطق زلزله زده سبب شده تا مردم هراس داشته باشند که در نیمه های بازسازی تنها گذاشته شوند و به همین دلیل برخی فشار ها به صورت ناخواسته از سوی آنان بر افرادی که مشغول باز سازی مناطق زلزله زده هستند وارد می شود. فشار هایی که در نهایت مسئولان بازسازی بنیاد مسکن که در مناطق زلزله زده مستقر شده اند را مجاب کرده با فونت درشت و در بنر های بلند بنویسند: « تا پایان بازسازی همراه شما خواهیم بود. » این نوشته شاید بهترین آغاز برای گزارشی از یک روز مشاهده عینی در باره روند ساخت و ساز های مناطق زلزله زده آذربایجان باشد. آنچه در ادامه خواهید خواند گزارشی واقعی است که با حدود 12 ساعت حضور در مناطق زلزله زده در رابطه با ساخت و ساز مسکن برای مردم زلزله زده به دست آمده است.
شهرک پایین
در مسیر تبریز به سوی شهرستان اهر روستایی با عنوان « شهرک پایین » واقع شده که « زلزله » از خانه های شان غیر مشتی خاک به یادگار نگذاشته است. صبح زود است و هنوز تمامی اهالی روستا از خواب بیدار نشده اند. سکوتی همه گیر در گوش روستای ویران شده پیچیده شده است. تا چشم کار می کند ساختمان های تازه بنا شده را می توانید مشاهده کنید؛ اما هنوز نظم و ترتیبی در میان آنها به چشم نمی آید. برخی از آنها هنوز درب و پنجره شان را کم دارند، تعدادی هم سقف دارند اما دیوار آنها کامل نشده است. خانه ای را هم در آن میان قرار دارد که ظاهرش کامل است. حتی شیشه پنجره هایش را هم نصب کرده تا ساختمان تازه بنا شده اشعه های خورشید را از دل شیشه ای اش عبور دهد. صدایی می آید. سکوت روستا بر هم می خورد. فردی پتویی را که به عنوان درب خانه اش نصب کرده را کنار می زند و از آن خارج می شود. پیراهن آبی اما خاک گرفته بر تن دارد. شلوار پارچه ای مشکی رنگش هم به لحاظ محتوای « خاک گرفتگی » از پیراهن آبی چیزی کم تر ندارد با این تفاوت که رنگ تیره شلوار غبار خاک را نمایان تر کرده است. رنگ کفش اش را هم از فرط خاک گرفتگی می توان « خاکی » قلمداد کرد. نزدیک تر می آید. لبخند را چاشنی پیشواز خودش می کند و با همراه با سلامی که می کند دست سیمانی اش را دراز می کند و خوش آمد می گوید. اصلا احساس نمی کند با یک انسان نا آشنا روبرو شده است. خودش را محمد اصغری معرفی می کند و پیرمردی که به ناگهان همانند پسر بچه ای شیطان از دیوار بالا آمده را با دست نشان می دهد و می گوید: « حسین، پسر عمومه ». وقتی از او درباره روند ساخت و ساز خانه های روستایی سوال شود با لهجه غلیظ آذری می گوید راضی است: « چرا راضی نباشم؟ » گفته های خودش را اینگونه ادامه می دهد: « کار شده. الان خونه هامون ساخته شده. یه کانکس 12 متری هم بهمون دادن تا اگر برف اومد اونجا بریم. چادر ها مونم هست. » سپس با دست سازه ای با سقف نیم دایره ای و پیش ساخته را نشان می دهد: « این طویله مونه. » محمد درباره تعداد خانه هایی که پیش از وقوع زلزله در روستای شان وجود داشته است اینگونه توضیح می دهد: « قبلا 180 تا خونه داشتیم. الان شمردیم شده 220 تا. » زندگی در چادر را هم به خانه تازه بنا شده اما نیمه تکمیل ترجیح می دهد. موضوعی که تا انتهای گزارش بار ها قابل مشاهده بود. حتی روستایی که تمامی خانه های آن ساخته شده بود و بنیاد مسکن به نشانه تشویق آنان سطح روستا را آسفالت هم کرده بود باز هم به ادامه زندگی خود در چادر ادامه می دادند. شاید هراس از پایان کمک ها آنها را تشویق می کند تا انتهای بازسازی صبر کنند و هنگامی که تمامی خانه ها ساخته شد آنان نیز وارد خانه تازه بنا شده شان بروند.

\"\\"\\"\"
قیز قاپان
بعد از گذر از روستای « والیو » روستای دیگری با نام « قیرقاپان » قرار گرفته است. معنای آن « دختر دزد » می شود. این را راننده جوان تبریزی می گوید. در میانه های روستا زنی که از چهره اش می توان حدس زد در آستانه میان سالی قرار دارد در حال کمک به همسرش است. در کنار هر خانه ای علاوه بر  « کانکس » برای اسکان موقت به صورت پیش ساخته فضای دامی تهیه شده است تا دام های روستایی ها از سرما تلف نشوند. زنی که مشغول یاری رساندن به همسرش در ساخت و ساز خانه است وارد فضای دامی می شود. بر خلاف انتظار در فضای دامی رخت، لباس، تلویزیون و دیگر وسایل مورد نیاز زندگی چیده شده است. زن دلیل استفاده از این فضا را با گویش آذری مطرح می کند که ترجمه آن می شود: « دام های مان را به فامیل های مان داده ایم. برای اینکه خوراک دام و علوفه ها مون زیر آوار موندند. الان داریم خونمون رو تعمیر می کنیم. تموم که شد گوسفند هامون رو هم بر می گردونیم. »
اورنگ
کمی آن طرف تر از « قیز قاپان » روستای دیگری با نام « اورنگ » قرار گرفته است که در بدو ورود اگر چشمان تان را ببندید و با گوش های تان بشنوید احساس نمی کنید در یک منطقه زلزله زده حضور دارید. صدای وانتی های خیابان شهر که با طنین خریداری « مس، مفرق، چدن، آلومینیوم ، برنج » در کوچه های شهر می پیچد را توامان با صدای ساخت و ساز های شهری تصور کنید. دقیقا همین صدا را در بدو ورود به اورنگ می شنوید. وانتی از وسط روستا رد می شود که خواهان « خرید ضایعات » از مردم آسیب دیده است و این درخواست او از حلقوم بلندگوی روی وانت به زبان آذری بیرون می زند. درست در هر دو سوی گذر وانت تقریبا تمامی خانه ها در حال تکمیل هستند. سقف های خانه های شان را بر پا کرده اند و در حال تکمیل آن هستند. برخی هم با سرعت کم تری مشغول به کار هستند. در مجموع وقتی در بالای تپه ای در اورنگ قرار بگیرید تصویری از یک شهرکی را مشاهده می کنید که در حال تکمیل است. سقف هایی که با رنگ قرمز و آبی طراحی شده اند و در کنار رنگ بنفش فضا های دامی پیش ساخته جشنواره ای از رنگ ساخته اند. جشنواره رنگی که در پرسه خاک و سیمان معلق در هوا به واسطه فعالیت های ساخت و ساز تا چند روزی دیگر برای بهره برداری از آن باید صبر داشت. هنوز چیزی به اسم خیابان و کوچه و آسفالت در روستا مشاهده نمی شود و روستایی ها در حال ساخت خانه های خودشان هستند. برای خروج از روستای اورنگ باید از میان درختان سیب سرخی گذر کنید که درست در مقابل آن سدی با نام « ستارخان » قرار گرفته است. سدی که در دل طبیعت آرام گرفته است، تصویری کارت پستال وار ساخته و « وانت سفید رنگ » تنها پدیده دنیای مدرن قابل مشاهده در این تصویر زیبا است.

\"\\"\\"\"
رشت آباد
در مسیری که نهایتا به ورزقان خواهد رسید تابلوی کوچکی با جهت راست قرار گرفته و روی آن نوشته شده است: « رشت آباد ». ابتدای آن آسفالت شده است. دو فرد میانسال یکی با موی طلایی و دیگری با محاسن سیاه فارغ از ساخت و ساز در حال بردن دام ها به چراست. کمی بالاتر مدرسه راهنمایی رشت آّباد واقع شده که ساختمان نوساز آن در حادثه زلزله تخریب نشده است. سوال می شود که دانش آموزی مشغول به درس و مشق در روستا هست یا خیر؟کمی آن طرف تر از مدرسه بافت مسکونی روستا قابل مشاهده است. مردی نیمه جوان به همراه پسر سه ساله اش مشغول سیمان کاری کف ساختمان است. سقفش به اتمام رسیده است. می گوید 45 روز کار کرده است و این هفته در ساختمان تازه ساخته شده اش سکونت خواهد کرد: « 45 روزه کار کردم. الان ساخته شده خونم فقط مشکل آب و برق و گاز دارم. » اگر چه برق برای چادر ها فراهم شده است اما هنوز خانه های روستایی مشکل برق و آب دارند و برای گاز رسانی باید در پایان عملیات ساخت و ساز تصمیم گیری شود چرا که در حال حاضر به زعم بسیاری از کارشناسان گاز رسانی ممکن است با حادثه همراه باشد. صدای بچه ها به گوش می رسد که به سمت واحد های مسکونی هجوم می آورند؛ با لباس مدرسه.

درب های مدرسه راهنمایی که دقایقی قبل در سکوت فرور فته بود باز شده بود و دختران و پسران نوجوان از آن خارج می شدند. گاهی هم جلوی دوربین ژستی می گرفتند تا عکسی به یادگار بیاندازند.
اهر
شاید چیزی که توجه هر تازه واردی به شهر اهر را در نگاه نخست جلب کند ساختمان بلند قامتی باشد که به آن مجتمع مسکونی اطلاق می شود. درست در جنب همین مجتمع مسکونی ستاد بازسازی بنیاد مسکن استان اردبیل واقع شده است. یکی از افراد فعال در این ستاد بازسازی مهندسی است که فوق لیسانس بازسازی را از دانشگاه شهید بهشتی کسب کرده است. توضیحات او در رابطه با روند بازسازی اهر اینگونه است: « ناظران ما که به روستا ها می روند از ساعت 7 صبح تا 7 شب مشغول به کار هستند. تازه 7 شب هم که می رسند ستاد تا 12 مشغول به کار هستند. باور کنید اینقدر ناظران بنیاد مسکن در بین مردم خوب ارتباط برقرار کرده اند که حتی در پایان ساعت اداری هم نمی گذارند آنها از روستا خارج شوند. » مهندس بازسازی نشان می دهد که خانه هایی که ویران نشده است را بازسازی کرده اند. به فضای دامی وکانکس هایی که در کنار خانه های تازه بنا شده نیز قرار گرفته اشاره می کند. مهندس دیگری که ناظر در روستای اطراف اهر است و لیسانس  عمران خودش را از دانشگاه آزاد اهر گرفته است در باره روند بازسازی مسکن در اهر و اطراف آن اینگونه توضیح داد: « ساختمان های قابل استفاده را نگه داشتیم. در روستایی که من ناظر آن هستم 90 خانه قرار است بازسازی شود. 87 عدد آن بتون ریزی شده و 45 تا هم دیوار چینی کرده اند. یعنی در بیشتر واحد های ساختمانی در مرحله دیوار چینی و سقف هستیم. تقریبا تمامی خانه ها کامل شده است. »
دوپیق
در بدو ورود بنر بلندی مشاهده می شود که همان شعار بنیاد مسکن روی آن نقش بسته است: « تا پایان بازسازی همراه شما خواهیم بود. » زن و شوهری مهندس ناظران بنیاد مسکن در این روستا هستند. توده ای مردم دور آنها جمع شده اند و مشغول رسیدگی به درخواست های شان هستند. پیرمردی که گویا تحمل آن کم است با ناراحتی از توده هم ولایتی های خود جدا می شود. راهش را کج می کند و به سوی ساختمانی می رود که در حال ساخت است. قصد هم کلامی ندارد. ظرف سیمان را بر می دارد و با ماله روی زمین می نشیند و مشغول ادامه ساخت و ساز می شود.

\"\\"\\"\"
مهتر لو
هنوز فرد مسئول بنیاد مسکن از ماشین پیاده نشده بود که پیرمردی به سمت او رفت و با صدایی ملتمسانه گفت: « مهندس به داد ما برسید. » پس از این درخواست هم دیگر شروع به ناله کردن کرد که امکانات به ما نمی دهند و با مشکل مواجه هستیم. مسئول ساخت و ساز بنیاد مسکن در مناطق زلزله زده مشغول گفت و گو با او می شود و از او می پرسد خانه اش کجاست. خانه خود را نشان می دهد. سقف آن هم به انتها رسیده است اما به گفته پیرمرد نبود آب و برق سبب شده به سکونت در چادر ادامه دهند. کمی که با هم صحبت می کنند ادبیات پیرمرد عوض می شود. نرم می شود و می گوید: « از 5 صبح تا 11 شب همه کار می کنیم. آب و گاز نداریم. قبول کنید سخت است. » با همان نرمی کلام گفته های خودش را ادامه می دهد: « داریم زجر می کشیم اما خدایی برق داریم. تا الان اصلا برق نرفته است. » روبروی خانه او سه واحد مسکونی در حال ساخت است. چند جوان به شدت مشغول به کار هستند. مشغول دیوار چینی هستند تا سرپناه شان سریع تر آماده شود. کمی آن سو تر هم خانه ای قرار گرفته که فقط « فنداسیون » آن بنا نهاده شده است. آنهایی که بیشتر تلاش می کنند بیشتر هم پیش رفته اند. طرف های ظهر است و کم کم کار را کنار می گذارند تا غذایی بخورند، استراحتی کنند و دوباره کار ساخت خانه های شان را از سر بگیرند.
لله لو
روستایی در مجاورت شهرستان ورزقان با نام « لله لو » قرار گرفته است. نسبت به روستا های قبل کمی جو آن آرام تر است. شاید ساعت ناهار آنها را در خانه شان نگه داشته بود. « تراکتور سازی تبریز » اینجا هم دیده می شود. تراکتور در کنار پراید سفید رنگ و پژو آر دی ترکیب غیر همگنی از ماشین ساخته است. اکثریت خانه ها در مرحله های میانی یا پایانی ساخت و ساز هستند و شاید همین سبب شده تا عده ای مادر به همراه فرزند هایشان در گوشه ای از روستا دور هم جمع شوند و گعده ای به راه بیاندازند. شاید هم در صف انتظار مکانی بودند که تابلوی آن کمی آن طرف تر نصب شده بود: « آرایش و زیبایی آیدا ». ساختمان آرایشگاهی که در حادثه زلزله آسیبی ندیده بود و همچنان پا بر جا است.
ورزقان

ورزقان در میان مناطق زلزله زده بار آسیب های قابل توجهی را تحمل می کند. بررسی خانه ها ویران شده نشان می دهد که عمق زلزله تا چه اندازه اثر گذار بوده است. اما همچنان عطر سیب های قرمز شهر را برداشته است. در ابتدای ورود به این شهرستان مجموع وسیع دانشگاه آزاد قابل مشاهده است. وانت بلال فروش در گوشه خیابان اصلی نشان می دهد شهر زنده است. مخصوصا زمانی که این تصویر با موسیقی همراه باشد که از خودرویی به گوش می رسد. بازسازی این منطقه بر عهده بنیاد مسکن استان اصفهان قرار گرفته است. به گفته قوی بیان یکی از مسئولان ستاد بازسازی تقریبا تمامی مردم کانکس گرفته اند: « به جرات می توانم بگویم زیر ده نفر ممکن است کانکس نگرفته باشند آن هم چون هنوز نرسیده است. یعنی تقریبا تمامی مردم منطقه ورزقان کانکس دریافت کرده اند. » به صراحت خاصی این جمله را بیان می کند. وقتی در کوچه های شهرستان پرسه زنی کنید مشاهده می کنید چندان بیراه نگفته است. تقریبا واحد های مسکونی کار خود را شروع کرده اند اما همچنان چادر خودشان را جمع نکرده اند. عضو ستاد بازسازی استان اصفهان که در منطقه زلزله زده مستقر شده است می گوید اگر نمایندگان شلوغ نکنند واقعا مشکلی وجود ندارد. او به تعامل میان اهالی با مسئولان بازسازی هم اشاره می کند: « دیشب برای ما نان روغنی درست کرده بودند و فرستاده بودند. به عنوان قدردانی این کار را کرده بودند و آوردند در ستاد توزیع کردند.» او نیز گلایه دارد از اینکه چرا برخی فقط گلایه می کنند و ندید از روند ساخت و ساز مسکن در منطقه ورزقان گلایه می کنند. تعداد زیادی کامیون در جاده ها مشغول تردد هستند و روزانه مصالح و امکانات را به مناطق زلزله زده می رسانند. این موضوع را وقتی می توان درباره اش به قطعیت رسید که در مسیر خروجی ورزقان به سمت تبریز تانکری چپ کرده مشاهده می شود. راه به طور کامل بند آمده است. همین ترافیک مشخص می کند تعداد کامیون هایی که مشغول تردد در جاده هستند به چه میزانی است. یک حساب سر انگشتی تعداد آنها در چند دقیقه به 73 عدد می رسد.

\"\\"\\"\"
زغن آباد، گوج، افشرد و شالی
در مسیر ورزقان به سوی تبریز 4 روستای دیگر با نام های زغن آباد، گوج، افشرد و شالی قرار گرفته است. در روستای شالی که تقریبا تمامی خانه ها ساخته شده است و حتی بنیاد مسکن برای تشویق این سرعت آنجا را آسفالت کرده است. سه روستای دیگر هم در مراحل میانی و پایانی ساخت و ساز هستند اما کارشان ادامه دارد. باید پذیرفت فرا تر از ظرفیت های ممکن پیش رفته اند. شاید بهتر بود محمد رضا رحیمی معاون اول رییس جمهوری در بازدید خود از مناطق زلزله از بازسازی مناطق ظرف 2 ماه آینده خبر  نمی داد. کافی است بروید و مشاهده کنید. فعالان بنیاد مسکن تماما مشغول کار هستند و فراتر از ظرفیت های ممکن عمل کرده اند. اکثریت روستاییان هم رضایت دارند آنچه باقی می ماند وعده ای است که به اشتباه مطرح شد و انتظار ایجاد کرد. روند بازسازی زمان خودش را دارد و بر اساس محاسبات و شواهد عینی خوب پیش رفته است. اینکه زمانی دو ماه برای آن اعلام شده قاعدتا نظر فعالانی که مشغول به ساخت و ساز هستند نبوده و نمی توان این ادعا را به پای آنان نوشت. واقعیت ورای تمایل مسئولان دولت است. واقعیت آن چیزی است که مشاهده کردیم. باز سازی خانه های روستایی مسیر خودش را طی کرده و تقریبا در مراحل پایانی قرار دارد.


آدرس ایمیل فرستنده : آدرس ایمیل گیرنده  :