بازگشت به بالای صفحه
FACEBOOK TWITTER RSS FEED JOIN US NEWSLETTER
print version increase font decrease font
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 آبان 1394      10:37

سرمایه گذارانی را می پذیریم که فناوری بیاورند

اقتصاد ایرانی: صنعت نفت ایران درحالی از آخرین پیچ های گردنه تحریم عبور می کند که اگر دیپلمات های دولت یازدهم در مذاکرات هسته ای خود اندکی تعلل می کردند و این مذاکرات منجر به توافق نمی شد اکنون محدودیت های این صنعت نسبت به سال های قبل چند برابر بود. چراکه امریکایی ها قرار بود به واسطه روابط بین المللی خود، به هیچ کشوری اجازه سرمایه گذاری در این صنعت را ندهند و هر ۶ ماه یک بار نیز خریداران نفت کشور را مجبور به کاهش ۱۰ درصدی خرید نفت از ایران کنند تا صادرات نفت خام ما به صفر برسد. اما شروع مذاکرات هسته ای و دستیابی به توافق اولیه، این سیاست تحریمی آنها را متوقف کرد و اینک بعد از گذشت دو سال از آغاز مذاکرات، صنعت نفت روزهای شلوغ و پر رونقی را سپری می کند.

به گزارش ایران، یکی از این دیپلمات های ایرانی که عضو تیم مذاکره کننده هسته ای دولت یازدهم و یک سالی است که سکان معاونت امور بین الملل و بازرگانی وزارت نفت را نیز در دست دارد، امیرحسین زمانی نیا است. او اکنون معاون امور بین الملل و بازرگانی وزیر نفت است و به همین خاطر گفت و گو با زمانی نیا را با سؤالی مبنی بر اینکه شرکت های نفتی در متقاعد کردن دولت های خود برای سازش در مذاکرات چقدر مؤثر بوده اند و چرا اکنون تمام شرکت های برتر جهان خواهان حضور در صنعت نفت ایران هستند؟ شروع کردیم. در این گفت و گو معاون امور بین الملل و بازرگانی وزیر نفت از کاغذ پاره نبودن تحریم های غرب علیه ایران و دوره جدیدی که در انتظار صنعت نفت ماست می گوید و اینکه در پساتحریم باید به دنبال یک چسبندگی قوی سیاسی و اقتصادی با جهان باشیم تا دیگر جای هیچ تهدید و فشاری باقی نماند. او معتقد است که صنعت نفت توان ایجاد این به هم پیوستگی را دارد و لذا باید تمرکز ویژه ای بر این بخش داشته باشیم.

به نظر شما آیا در روند مذاکرات هسته ای ایران با گروه ۱+۵ و دستیابی به توافق هسته ای، منافع شرکت های نفتی بزرگ نقشی داشت؟ این شرکت ها تا چه اندازه توانستند دولت خود را قانع کنند که به توافق بر سر لغو تحریم های ایران و از سر گیری روابط تن دهد؟

به عقیده امریکا و کشورهای غربی وضع تحریم بر ایران یک مسأله استراتژیک بود، چراکه این کشورها معتقد بودند ایران با دستیابی به سلاح هسته ای امنیت خاورمیانه و اسرائیل را به خطر می اندازد. آنها این طور فکر می کردند و از نظرشان تمام شواهد و قرائن نیز تأیید کننده این موضوع بود. از سوی دیگر نگران بودند که مبادا یک مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه به راه بیفتد و کشورهای منطقه نظیر عربستان، ترکیه و کشورهای کوچک تر حاشیه خلیج فارس نیز به دنبال سلاح هسته ای باشند که در این صورت پیمان نامه منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT) به عنوان سند اصلی عدم اشاعه به مخاطره می افتاد.

این دیدگاه کشورهای غربی آنقدر عمیق و استراتژیک بود که شرکت های نفتی هیچ تأثیری در تصمیم گیری کشورهایشان نمی توانستند بگذارند. از این رو اعمال تحریم ها تا برنامه های هسته ای ما، مذاکرات و توافقات اخیر بدون نفوذ مسائل اقتصادی، مالی و منافع شرکت های بزرگ نفتی پیش رفت. شاید این گونه فکر کنیم که اهمیت منافع مادی کشورهای مذاکره کننده در حل و فصل مسائل هسته ای و مذاکرات بیشتر از آن چیزی است که مدعی می شوند اما در واقع منافع مادی و اقتصادی کشورها در این مورد خاص در درجه دوم اهمیت بود. بنابراین این سیاست غرب علیه ایران آنقدر اهمیت داشت که هیچ توجهی به منافع مادی شرکت ها نمی شد. از این رو خواست شرکت های نفتی نه در زمان شکل گیری تحریم ها و نه در مذاکرات هسته ای دو سال اخیر اصلاً تأثیر گذار نبود.
اکنون که دیگر توافق هسته ای انجام شده است چطور؟ آیا شرکت های نفتی از جمله شرکت های نفتی امریکایی می توانند در تقویت روابط مؤثر باشند؟

الان امریکایی ها به صرافت افتاده اند. شرایط به گونه ای است که شرکت های نفتی امریکایی و شرکت های دیگری که تمایل دارند در صنعت نفت ایران سهمی داشته باشند در حال رقابت جدی هستند و شرکت های امریکایی می ترسند که از اروپایی ها عقب بیفتند. اگرچه شرکت های امریکایی با ما وارد مذاکره نشدند اما علامت ها و پیغام هایی از سوی آنها به ما رسیده است. پیغام ها حاکی از آن است که این شرکت ها بسیار علاقه مند به همکاری نفتی با ایران هستند ولی از طرف دیگر نگران تحریم ها نیز هستند و به قول خودشان وزارت خزانه داری امریکا آنها را ترور کرده است. به هر حال الان امریکایی ها مطالعه و امکان سنجی می کنند که در چه شرایطی می توانند به ایران بیایند و در اینجا کار کنند. از این رو تا جایی که می توانند در واشنگتن لابی می کنند که فرصت ها را از دست ندهند.

شرکت های امریکایی که به طور مستقیم تحت تحریم کنگره امریکا هستند چطور می خواهند با ایران همکاری کنند؟

این شرکت ها را بشدت ترسانده اند و جریمه کرده اند تا افراد امریکایی و شرکت های امریکایی با ایران کار نکنند اما الان منتظر این هستند که توافق نهایی و تحریم ها برداشته شود و دستورالعمل های اجرایی که در برجام پیش بینی شده نیز مدون و اعلام شود تا ببینند که با دستورالعمل های جدید چطور می توانند با ایران کار کنند. آنچه ما متوجه شده ایم این است که بر مبنای این توافق شرکت های امریکایی می توانند در ایران کار کنند اما نه به طور مستقیم، بلکه توسط شرکت های زیرمجموعه خود که در خارج از امریکا فعال هستند.

چه چیزی میادین ایران را برای شرکت های نفتی امریکایی جذاب کرده است؟  آیا علت آن کاهش قیمت نفت در بازار جهانی و نداشتن صرفه اقتصادی تولید نفت شیل بوده است؟

به چند دلیل فرصت هایی که در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی ایران است فرصت هایی نه تنها کم نظیر بلکه بی نظیر هستند و هزینه پایین استخراج تنها یکی از دلایل است. یکی دیگر از دلایل جذابیت صنعت نفت ایران این است که کشور ما کشوری نیمه صنعتی است و زیربنای صنعتی شدن را دارد. دلیل بعدی نیروی کار تحصیلکرده و خبره ای است که در کشور داریم.

آیا این امتیازات در کشورهای منطقه وجود ندارد؟

ایران با عربستان و کویت فرق می کند و فرقش را کسانی که در صنعت نفت و گاز هستند متوجه می شوند. کشورهای خارجی که به ایران می آیند این تفاوت ها را درک کرده اند. اینکه ما توانسته ایم صنعت نفت و گاز را به صورت بومی، شجاعانه و ایثارگرانه سر و پا نگه داریم برای سرمایه گذاران جالب است. در حالی که افکار عمومی خود ما به این موضوع خوب توجه نکرده است. صنعت نفت و گاز ایران در این سال ها خیلی شجاعت و ایثار داشت که این طور سرپا ماند و هنوز هم می تواند رقابت کند. قطعاً این تنها به خاطر نیروی کار مهندسی و خبره ای بوده است که داریم. اما متأسفانه دیده می شود که در کشور نفت را با پول و فساد مترادف می دانند نه با شجاعت و ایثار و علم و دانش. البته در سال های گذشته نمونه هایی از فساد شکل گرفت که به عقیده من نتیجه تحریم ها بوده است. افرادی مثل بابک زنجانی و امثال او که مفسدانه در صنعت نفت کار کردند هر روز در مطبوعات هستند اما این افراد را باید به صورت استثنا و مولد تحریم دید و ربطی به کل خانواده صنعت نفت ندارند. من فردی وابسته به صنعت نفت نیستم اما این نوع نگرش غیرمنصفانه است، چراکه در یک سال گذشته دیده ام که خیلی ها برای سرپا نگه داشتن این صنعت زحمت می کشند.

زنجانی را مولد تحریم خطاب کردید. یعنی فساد مالی این فرد به سبب تحریم بوده است؟

نه اینکه این فرد مقصر نباشد اما فسادهایی از این دست چاشنی تحریم است. به هر حال این موضوع جرم بابک زنجانی و دیگر مفسدان اقتصادی دوران تحریم را کم نمی کند.

بر گردیم به سؤال قبل! از نظر شما دیگر مزیت های ایران نسبت به کشورهای نفت خیز همسایه چیست؟

ما کشوری هستیم که انقلاب کردیم و احساسات و روحیه کاری ما با کشورهای منطقه فرق می کند. ایران تمدن و تاریخ دارد و در جایی واقع شده است که برای خودش مأموریت قائل است؛ نه تنها برای خودش بلکه برای منطقه و حتی جهان. لذا مقایسه ما با کشورهای همسایه مقایسه خوبی نیست. ضمن آنکه ما نخستین ذخایر هیدروکربوری دنیا را به خود اختصاص داده ایم که بیشتر از ذخایر امریکا، روسیه و عربستان است. البته درصد تولید ما در مقایسه با این ذخایر بسیار کم است و این دو اصلاً همخوانی ندارد؛ دلیل آن هم مشکلات خارجی و تحریم هاست. به طوری که صنعت نفت ما از اول انقلاب تا کنون تحریم بوده است. امریکایی ها بعد از مسأله لانه جاسوسی فکر می کردند که نفت خام رگ حیاتی این کشور است و از این بابت هرگونه رابطه نفتی با ایران را تحریم کردند که البته هنوز هم این تحریم ها پا برجاست.

به این ترتیب 36 سال است که تحریم هستیم. اما این ناهماهنگی میان درصد ذخایر و تولید الان تبدیل به فرصت شده است. به طوری که در کنگره راهبردی نفت و نیرو دیدیم رئیس شرکت «ا وام وی» از ایران به عنوان بهشت سرمایه گذاری شرکت های نفتی خارجی یاد کرد که واقعاً صحت دارد. چراکه برداشت از مخازن کشور که نوع و طبیعت آنها به نوعی است که استخراج از این مخازن ارزان تمام می شود کم بوده است و اکنون ما نیروی انسانی ماهر نیز داریم و این چهارمین وجه تمایز ما در منطقه است.

علاوه بر این ها موردی که مختص ماست و ایران را منحصر به فرد می کند مسائل سیاسی است. کدام یک از کشورهای اطراف ازجمله افغانستان، پاکستان، عربستان، عراق و کشورهای کوچکتر حاشیه خلیج فارس امنیتی که ما برای سرمایه گذاری داریم آنها هم دارند؟ این ها نکاتی است که برای سرمایه گذاری مهم است و حتماً سرمایه گذار ریسک ها را پیش از سرمایه گذاری می سنجد. ایران از نظر داخلی ثبات سیاسی دارد و این نکته را در بررسی داخلی برجام نشان داد. ازاین رو کشوری هستیم که در آن کسی یک جانبه تصمیم نمی گیرد و نیروهای مختلف باید بر سر مسائل مختلف به اجماع برسند. این گونه نیست که رهبر معظم انقلاب بدون توجه به اجماع داخلی در کشور رأی دهند.

این نکته را محمد البرادعی مدیر کل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی در کتاب خود نوشته بود که البته در ایران منعکس نشد. او حدود 4 الی 5 سال پیش کتابی در مورد برنامه هسته ای ایران و مسائل NPT در دنیا منتشر کرد و در این کتاب نوشته بود که در برنامه هسته ای ایران، از یک طرف ایران من را تحت فشار می گذارد و از طرف دیگر امریکا، من را وادار می کند تا گزارش سازمان را به گونه ای تنظیم کنم که می خواهند و هر کس می خواهد به نحوی خواسته اش را تحمیل کند. در بخش دیگری از این کتاب نوشته بود ایران مثل کشورهای دیگر منطقه نیست که یک نفر حاکم و شاه کشور باشد و هرچه حکم کرد مابقی گوش دهند. در ایران یک نوع دموکراسی در دل حکومت مذهبی است که در همین حکومت مذهبی می بینید رهبر هم به برآیند نظریات جامعه توجه می کند و بعد سیاستی را اتخاذ می کند. به همین دلیل کار در ایران مشکل است اما اگر در کشورهای عربی بود می توانستیم با رهبر آن کشور صحبت کنیم و با اراده او مشکل حل می شد درحالی که در ایران باید یک اجماع ملی به وجود بیاید.

اظهار نظر البرادعی تأیید کننده ثبات داخلی ایران نسبت به کشورهای منطقه است. این موضوع تا چه اندازه می تواند جاذبه ویژه ای به ایران بدهد؟

باید به این توجه کنیم که از نظر منطقه ای و حتی بین المللی روی ما حساب می شود و ما در حل و فصل مسائل منطقه نقش مثبت داریم. ما به عنوان یکی از عوامل سیاست خارجی تعامل گرا، منافع مشروع کشورهای منطقه را به رسمیت می شناسیم که این موضوع از نظر سرمایه گذار خارجی بسیار مهم است. ایران یک لنگر ثبات در منطقه است و در زمینه بازگشت آرامش و ثبات منطقه نقش دارد. اخیراً شنیده اید که در مورد مسأله داعش و عراق نوعی همکاری که از ایران خواسته شد و ایران انجام داد باعث شد که بسیاری از شهر ها از جمله بغداد توسط داعش تصرف نشود.

بنابراین ثبات سیاسی و امنیت، دو مؤلفه مهم در سرمایه گذاری های خارجی و در بحث ریسک پذیری شرکت سرمایه گذار است.
به این ترتیب هیچ مشکلی در جذب سرمایه خارجی در پساتحریم وجود ندارد. اما مذاکرات ماه های اخیر نشان می دهد که تعداد علاقه مندان به سرمایه گذاری در ایران زیاد است و از طرفی همه آنها ایده آل نیستند. اولویت ما برای همکاری با این سرمایه گذاران خارجی حول چه محورهایی تعریف می شود؟

ما در صنعت نفت به هیچ وجه نگران پول نیستیم. چراکه اعتقاد داریم پول راهش را پیدا می کند و به ایران می آید. بنابراین بدون شک هیچ مشکلی وجود ندارد و سرمایه به ایران خواهد آمد اما ما باید این سرمایه را مدیریت و جذب کنیم. آن چیزی که از این سرمایه گذاری برای ما مهم است سه هدف است. سرمایه گذاری خوب خارجی در ایران با هزینه های معقول باید فناوری را به ایران منتقل کند. یعنی در پساتحریم سرمایه گذاری را می پذیریم که با خودش فناوری به ایران بیاورد. مسأله سوم که استراتژی وزارت نفت تا ۱۰ سال آینده است، توانمند سازی بخش خصوصی صنعت نفت است. پس علاوه بر دو شرط فوق سرمایه گذار خارجی باید از طریق شراکت معنا دار با شریک ایرانی فعالیت کند؛ به عبارت دیگر سرمایه گذاری در صنعت باید برمبنای شراکتی باشد که بخش خصوصی صنعت نفت ما را توانمند کند.

چندی پیش شما در سمینار چشم انداز پروژه های فراساحل ایران که در هلند برگزار شد، اعلام کردید که صنعت نفت به ١٨٥ میلیارد دلار سرمایه گذاری در برنامه ششم نیازمند است. آیا کشور توان جذب این سرمایه را دارد؟

برای ۵ سال آینده ۱۸۵ میلیارد دلار طرح برای سرمایه گذاری تعریف کردیم اما اینکه قدرت جذب ما چقدر است بستگی به محیط سیاسی ایران و انگیزه مدیران نفتی دارد. اگر محیط سیاسی اجازه بدهد و مدیران شرکت های نفتی ما احساس کنند که مورد حمایت قرار می گیرند این سرمایه جذب خواهد شد. بنابراین جذب سرمایه خارجی کاملاً بستگی به مدیریت و تصمیم گیری های داخلی ما دارد که این فقط مربوط به صنعت نفت نمی شود. اگر فضای سیاسی کشور اجازه بدهد مدیران نفتی آماده هستند که مقدار بالایی از این سرمایه در راه را جذب کنند و امیدواریم که این فضا بتدریج آماده و آماده تر شود. البته اختلاف دیدگاه سیاسی خوب است اما این اختلاف ها تا جایی خوب ارزیابی می شود که به تصمیم گیری هایی که فعالیت های همدیگر را خنثی و روند رشد و توسعه کشور را کم می کند منجر نشود.هر قدر وحدت ملی در کشور بیشتر شود این نوع تنش ها کمتر خواهد شد و شرایطی فراهم می شود که مقدار قابل توجهی سرمایه جذب کشور شود.

در زمینه قوانین چطور؟ آیا قوانین کشور متناسب با سیاست جذب سرمایه خارجی در صنعت نفت است؟

در زمینه قوانین کشور که مرتبط با صنعت نفت هستند مشکلی وجود ندارد. اما در این مدت برای افزایش جذابیت نظام قراردادهای نفتی را نیز اصلاح کرده ایم و مدل جدید قراردادهای نفتی ایران  IPC نام دارد که چارچوب یک قرارداد است و انعطاف پذیری دارد. این مدل منافاتی با قوانین کشور ندارد. از طرفی هر قرارداد با قرارداد دیگر می تواند متفاوت باشد.

صنعتگران ایرانی نگران هستند که بعد از لغو تحریم ها مطابق با مدل جدید قراردادهای نفتی که آذر ماه در تهران رونمایی خواهد شد، کنار گذاشته شوند. آیا در این مدل نیروهای فعال ایرانی در عرصه صنعت نفت نیز دیده شده اند؟

این مدل پیچیده است و اگر کسی بخواهد وارد جزئیات آن بشود باید زمان صرف کند، مطالعه کند و سابقه کار نفتی هم داشته باشد ولی می توان گفت که تمام جوانب در آن رعایت شده است و آن را یک گروه از بهترین های صنعت نفت تدوین کرده اند. با وجود این هنوز هم اگر کسی به مسائل نفتی آشناست و بخواهد نظر یا اصلاحیه بدهد امکان آن وجود دارد و این طور نیست که یک قانون دائمی باشد. بنابراین هنوز هم از کسانی که اظهار نظر بکنند استقبال می کنیم. ناگفته نماند که بسیاری از اعضای کمیته بازنگری قراردادهای نفتی که این مدل را تدوین کرده اند خودشان از فعالان بخش خصوصی هستند. به طوری که حدود ۱۰ الی ۱۵ نفر از اعضای این کمیته افرادی هستند که ۳۰ و حتی ۴۰ سال در صنعت نفت کار کرده اند و الان نیز در بخش خصوصی داخلی این صنعت فعال هستند. افرادی نیز هستند که هیچ گاه کار دولتی نداشته اند. بنابراین می توانم اطمینان بدهم که در مدل جدید منافع بخش خصوصی دیده شده است به طوری که وقتی شرکت های خارجی می خواهند وارد صنعت شوند باید  شریک داخلی داشته باشند. البته وزارتخانه در مذاکرات به این سرمایه گذاران خارجی توصیه می کند که شریک داخلی مطمئن و خوبی انتخاب کنند تا مؤثر باشد و پروژه مشترک به خوبی پیش برود. چراکه در گذشته برخی از شرکت های خارجی شریکی داخلی را انتخاب کرده اند که چندان واجد شرایط نبوده است. اکنون هرچند که شرکت های داخلی ما توانمند شده اند اما باید آمادگی کافی برای شراکت جدی نیز داشته باشند.
ممکن است که شما در مذاکرات با سرمایه گذاران خارجی، شرکتی داخلی را معرفی کنید؟

به هیچ وجه. ما هیچ شرکت خصوصی ایرانی را به شرکت های خارجی معرفی نمی کنیم و از آنها می خواهیم که خودشان تحقیق و شریک خود را انتخاب کنند. به طوری که در یکی از مذاکرات، وزیر انرژی یک کشور از وزیر نفت خواست که شریکی مطمئن به آنها معرفی کند اما ایشان از این کار امتناع کرد.

در حال حاضر تقریباً تمام گاز تولیدی کشور صرف مصارف داخلی می شود. فکر می کنید چه زمانی ما از تولید کننده بزرگ گاز طبیعی به صادرکننده بزرگ تبدیل می شویم؟

در کشور ما روزانه حدود ۷۰۰ میلیون متر مکعب گاز تولید می شود اما تقریباً تمام این تولید در داخل به مصرف می رسد. به این ترتیب ایران که از نظر ذخایر گازی در دنیا اول است، ۱۰ برابر ژاپن گاز مصرف می کند اما در سبد سوخت جهان سهم اندکی دارد.
این مصرف بیش از حد متعارف ناشی از ضعف تکنولوژی و فرهنگ است که برای اصلاح این رویه سرمایه گذاری لازم داریم. به این منظور از ۱۸۵ میلیارد دلار پروژه تعریف شده برای جذب سرمایه خارجی طی ۵ سال آینده ۲۵ میلیارد دلار آن را به بهینه سازی مصرف انرژی اختصاص داده ایم تا بتوانیم مصرف خود را منطقی تر کنیم. ضمن آنکه با محاسباتی که انجام شده این سرمایه گذاری بسیار زودبازده و پر سود است. اگر مصرف مدیریت شود زودتر می توانیم جزو صادرکنندگان عمده شویم. بر اساس برنامه ریزی های انجام شده تولید گاز هر روز بیشتر می شود و تا ۵ سال آینده هم طرح های LNG به ثمر خواهد رسید و هم از طریق لوله می توانیم گاز را به کشورهای همسایه صادر کنیم. قطعاً در سال  ۲۰۱۶ گاز طبیعی کشور را به کشورهای عمان و عراق صادر خواهیم کرد. احتمالاً در این سال هر چند که ما توان صادرات داریم اما پاکستان هنوز برای دریافت گاز از ایران آماده نیست.

جذب مشتریان جدید گازی در چه مرحله ای است؟

اکنون ژاپن، چین و همه کشورهای همسایه واقع در جنوب خلیج فارس بجز قطر، گاز ایران را می خواهند. کشورهای اروپایی نیز همیشه برای دریافت گاز از ایران ابراز تمایل می کنند در حالی که با محاسبات ما اروپا الان بیشتر از نیاز خود گاز وارد می کند و به همین دلیل قیمت گاز در این قاره پایین است. با وجود این ما برای صادرات گاز به اروپا آماده ایم؛ حتی اگر صادرات گاز به این کشور صرفه اقتصادی نداشته باشد. چراکه اکنون زمان آن فرا رسیده است که با استفاده از تعاملات اقتصادی به یک چسبندگی سیاسی دست یابیم. یعنی نه تنها با کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس بلکه با غربی ها، نیز می خواهیم ارتباط برقرار کنیم. وقتی تعاملات اقتصادی کشور زیاد شود به هم پیوستگی اقتصاد کشور با سایر اقتصادهای جهان از شدت اختلاف های سیاسی می کاهد و این موضوع احتمال بازگشت تحریم ها را به صفر می رساند؛ هرچند که از نظر ما احتمال آن صفر است. زیرا ما تعهداتی را که در توافق هسته ای قبول کرده ایم، اجرا خواهیم کرد.

در پیدایش شرایط ناگوار سال های اخیر صنعت نفت، تا چه اندازه مدیریت ضعیف نقش داشته است؟

همیشه سعی می شود که نسبتی میان مدیریت ضعیف با مشکلات ما ایجاد شود که در همه موارد صحیح نیست اما درباره صنعت نفت این مدیریت ضعیف واقعاً مشکل ساز شد. مدیریت ضعیف باعث شد که فروش نفت خام و فرآورده های ما با مشکل مواجه شود.
در سال های گذشته شرایطی رقم خورد که کشورها تهدید به تحریم و جریمه در قبال خرید نفت از ایران شدند. البته این تهدید عملی نیز شد. بانک ها میلیاردها دلار جریمه شدند و از آن پس کشورها احتیاط کردند و دیگر حاضر به خرید نفت از ما نبودند. در این دوره فروش نفت خام کشور از بالای ۲ میلیون بشکه در روز به ۸۰۰ هزار تا ۱ میلیون بشکه در روز رسید و تقریباً صادرات ایران نصف شد. امریکایی ها قراربود هر ۶ ماه یک بار خریداران نفت ما را مجبور کنند که ۱۰ درصد خرید خود را کم کنند تا صادرات ایران به صفر برسد اما چون مذاکرات هسته ای ایران و گروه ۱+۵ شروع و توافق اولیه انجام شد، آنها سیاست تحریمی خود را متوقف کردند.
در آن زمان که تحریم ها اوج می گرفت عده ای متذکر شدند که اگر پرونده ما به شورای امنیت سازمان ملل متحد برود تحریم می شویم و علیه ما قطعنامه صادر می شود اما مسئولان وقت این را بلوف خواندند و مدعی شدند که تحریم نمی شویم چراکه چینی ها و روس ها به نفع ما وتو می کنند در حالی که اصلاً این طور نبود و ما تحریم شدیم.

دو سال از شروع مذاکرات هسته ای می گذرد و در این مدت بسیاری از خریداران و سرمایه گذارانی که چند سال با ایران ارتباط نداشتند برای احیای روابط خود پیشقدم شده اند. اکنون شرایط صنعت نفت چگونه است؟

شرایط تقریباً همانند قبل است و تا زمانی که تحریم ها برداشته نشود تغییر عمده ای حاصل نخواهد شد. به خاطر اینکه معاملات کشورهای جهان با امریکا تعیین کننده و استراتژیک است. با این حال تمام مشتریان سنتی ما اکنون اعلام کرده اند که مایلند از ایران نفت خام بخرند. به عقیده من بازگرداندن بازار از دست رفته مشکل است ولی این بازار دوباره به دست می آید.

هرچند که به دلیل اختلاف های موجود در سازمان اوپک ممکن است که بازار تحت فشار ازدیاد صادرات ما قرار گیرد. اما امیدواریم که مسائل سیاسی منطقه قدری آرام تر شود تا در اوپک بتوانیم به تفاهم برسیم که سقف صادرات اوپک ثابت بماند و برای ازدیاد صادرات ما جا باز شود. این کاملاً منصفانه است.


آدرس ایمیل فرستنده : آدرس ایمیل گیرنده  :